<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>از علی تا سیدعلی(از کوفه تا تهران)</title>
		<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>یاواران_زینب_اربعین</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/یاواران-زینب-اربعین</link>
			<pubDate>13:58:00 +0330 سه شنبه، 8 آبان 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">679378@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div class=&quot;elgg-output&quot;&gt;
&lt;p&gt;#یاوران_زینب &lt;br /&gt;بانزدیک  شدن به اربعین شده ورد زبانم، کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم&lt;br /&gt;ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم&lt;br /&gt;شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم&lt;br /&gt;ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم&lt;br /&gt;فدایی زینب، پر از شور و عشقیم&lt;br /&gt;اگر که خدا خواست، بزودی  دمشقیم لبیک یابن الزهرا&amp;#8230;&lt;br /&gt;خیلی دلم هوای اربعین پای پیاده کربلا خواست، یکی یکی دوستانم حلالیت طلبیده که عازم کربلایم بغض و حسرتم را فرو خورده دلم را همراهشان رهسپار میکنم آهی از عمق وجود میکشم که اربعین قسمت خوبان شد و من جا مانده ام ،رفیقام یکی یکی رفتن و تنها مانده ام. &lt;br /&gt;(پیاده روی اربعین حرکت عشق و ایمان است.&lt;br /&gt;ما هم از دور نگاه می کنیم و غبطه میخوریم، گرچه دوریم به یاد تو سخن میگویم بعد منزل نبوددر سفر روحانی )فدای رهبرم که سخنانش آرامش بخش روح و جانم است.&lt;br /&gt;دوستانم که راهی شدند شکی ندارم برات کربلایشان را از امام رضا علیه السلام گرفتند.آخر خیلی وقت نبود تک تک شان از زیارت امام رضا علیه السلام برگشته بودند.به دلم یقین شده از مشهد بایدبرات کربلا گرفت .&lt;br /&gt;#دلنوشته&lt;br /&gt;#به_قلم_خودم&lt;br /&gt;#یاوران_زینب(س)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/یاواران-زینب-اربعین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="elgg-output">
<p>#یاوران_زینب <br />بانزدیک  شدن به اربعین شده ورد زبانم، کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم<br />ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم<br />شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم<br />ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم<br />فدایی زینب، پر از شور و عشقیم<br />اگر که خدا خواست، بزودی  دمشقیم لبیک یابن الزهرا&#8230;<br />خیلی دلم هوای اربعین پای پیاده کربلا خواست، یکی یکی دوستانم حلالیت طلبیده که عازم کربلایم بغض و حسرتم را فرو خورده دلم را همراهشان رهسپار میکنم آهی از عمق وجود میکشم که اربعین قسمت خوبان شد و من جا مانده ام ،رفیقام یکی یکی رفتن و تنها مانده ام. <br />(پیاده روی اربعین حرکت عشق و ایمان است.<br />ما هم از دور نگاه می کنیم و غبطه میخوریم، گرچه دوریم به یاد تو سخن میگویم بعد منزل نبوددر سفر روحانی )فدای رهبرم که سخنانش آرامش بخش روح و جانم است.<br />دوستانم که راهی شدند شکی ندارم برات کربلایشان را از امام رضا علیه السلام گرفتند.آخر خیلی وقت نبود تک تک شان از زیارت امام رضا علیه السلام برگشته بودند.به دلم یقین شده از مشهد بایدبرات کربلا گرفت .<br />#دلنوشته<br />#به_قلم_خودم<br />#یاوران_زینب(س)</p>
</div><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/یاواران-زینب-اربعین">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/یاواران-زینب-اربعین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=679378</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>&#34;طعم تلخ بی علی بودن امروز هم احساس می شود&#34;</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/طعم-تلخ-بی-علی-بودن-امروز-هم-احساس-می-شود</link>
			<pubDate>16:19:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635099@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;padding-right: 30px;&quot;&gt;#به_قلم_خودم &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;padding-right: 30px;&quot;&gt;خورشید روی طلوع کردن نداشت. رنگ از رخسارش پریده بود. بی سبب نبود شب، ماه از شرم، ابرهای سیاه را به روی خود کشید. فاجعه‌ای در راه بود. ماه نمی‌توانست نظاره‌گر ضربه خوردن کامل‌ترین انسان روی زمین باشد. در وصف او همین بس که در خانه خدا چشم به جهان گشود و در بهترین ماه و بهترین شب در خانه خدا به شهادت رسید. &lt;br /&gt;از آسمان غم می‌بارد، شهر کوفه را سکوت مرگباری فرا گرفته، کوفه شاهد ضربت خوردن مرد عدالت بوده. و شاهد غربت ‌هایش.&lt;br /&gt;مگر علی چه کرده بود که سزاوار شمشیر زهرآگین شد؟&lt;br /&gt;خورشید طلوع نکن، که علی را در حال نماز وسجده فرقش را شکافتند و شیعیان یتیم شدند.&lt;br /&gt;علی جان آن لحظه که زمین و زمان التماس می کرد که راهی مسجد کوفه نشو از مرغابی گرفته تا دستگیره در، اما تو ندای فزت و رب الکعبه سر دادی. مولای من آن لحظه که در، لباست را گرفت و مانع رفتنت شد چه بر دلت گذشت؟ به گمانم گفتی ای در تو چرا؟&lt;br /&gt; تو که می‌دانی سی سال است که غم در و دیوار مرا کشته.&lt;br /&gt;هر چه می‌کشم از در است تو دیگر مانع من نشو. تو خوب می‌دانی مردم با من چه کرده اند.&lt;br /&gt;بمیرم برایت مولا که از مردم کوفه، خون دل خوردی و لب به نفرین باز نگشودی.&lt;br /&gt;آقا این روزها دل نگران فرزندت هستم، او هم گرفتار امتی سخت فراموشکار و درگیر دنیا است. او که منتظر ۳۱۳ یار واقعی از میان میلیون‌ها شیعه هست!&lt;br /&gt;مولا جان به حق این شب‌های قدر دعایمان کن که مانند مردم غفلت زده کوفه نباشیم! منتظر و یار واقعی امام زمان خود باشیم.&lt;br /&gt;طعم تلخ بی علی بودن امروز هم احساس می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/طعم-تلخ-بی-علی-بودن-امروز-هم-احساس-می-شود&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="padding-right: 30px;">#به_قلم_خودم </p>
<p style="padding-right: 30px;">خورشید روی طلوع کردن نداشت. رنگ از رخسارش پریده بود. بی سبب نبود شب، ماه از شرم، ابرهای سیاه را به روی خود کشید. فاجعه‌ای در راه بود. ماه نمی‌توانست نظاره‌گر ضربه خوردن کامل‌ترین انسان روی زمین باشد. در وصف او همین بس که در خانه خدا چشم به جهان گشود و در بهترین ماه و بهترین شب در خانه خدا به شهادت رسید. <br />از آسمان غم می‌بارد، شهر کوفه را سکوت مرگباری فرا گرفته، کوفه شاهد ضربت خوردن مرد عدالت بوده. و شاهد غربت ‌هایش.<br />مگر علی چه کرده بود که سزاوار شمشیر زهرآگین شد؟<br />خورشید طلوع نکن، که علی را در حال نماز وسجده فرقش را شکافتند و شیعیان یتیم شدند.<br />علی جان آن لحظه که زمین و زمان التماس می کرد که راهی مسجد کوفه نشو از مرغابی گرفته تا دستگیره در، اما تو ندای فزت و رب الکعبه سر دادی. مولای من آن لحظه که در، لباست را گرفت و مانع رفتنت شد چه بر دلت گذشت؟ به گمانم گفتی ای در تو چرا؟<br /> تو که می‌دانی سی سال است که غم در و دیوار مرا کشته.<br />هر چه می‌کشم از در است تو دیگر مانع من نشو. تو خوب می‌دانی مردم با من چه کرده اند.<br />بمیرم برایت مولا که از مردم کوفه، خون دل خوردی و لب به نفرین باز نگشودی.<br />آقا این روزها دل نگران فرزندت هستم، او هم گرفتار امتی سخت فراموشکار و درگیر دنیا است. او که منتظر ۳۱۳ یار واقعی از میان میلیون‌ها شیعه هست!<br />مولا جان به حق این شب‌های قدر دعایمان کن که مانند مردم غفلت زده کوفه نباشیم! منتظر و یار واقعی امام زمان خود باشیم.<br />طعم تلخ بی علی بودن امروز هم احساس می‌شود.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/طعم-تلخ-بی-علی-بودن-امروز-هم-احساس-می-شود">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/طعم-تلخ-بی-علی-بودن-امروز-هم-احساس-می-شود#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635099</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چشمه جوشان کرامت</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/چشمه-جوشان-کرامت</link>
			<pubDate>15:58:00 +0430 یکشنبه، 6 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">632366@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;br /&gt;در سال سوم هجرت در شب نیمه ماه رمضان رخ به زمینیان نمودی در حالی که ماه مبهوت ماه زمینی ما بود. با آمدنت خانه علی و فاطمه را روشن نمودی.&lt;br /&gt;توبهار را در نیمه ماه رمضان آوردی.&lt;br /&gt;با آمدنت علی جان دوباره گرفت. با آمدنت بخشندگی و کرامت اوج گرفت! با آمدنت نور هدایت در دلهایمان زنده شد و غربت از تهایی در آمد.&lt;br /&gt;ای امام مجتبی،ای برادر حسین، ای غم سیلی در سینه خوش آمدی.&lt;br /&gt;ای کریم اهل بیت حاجت بهانه است&amp;#8230;  من تشنه رفاقت و همنشینی با تو را دارم.ای دومین امام شیعیان تو که دو بار تمام اموالت را در راه خدا بخشیدی. اما هنوز درس نشده برای ما، برای مایی که از ذره ای ببخشش هراس داریم. میگوییم اگر ببخشیم فردایمان چه میشود.&lt;br /&gt;کریم اهل بیت، آری کریم اهل بیت برازنده توست، تو که کرامت و بخشندگی را به اوج رساندی. دست های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه نکن.&lt;br /&gt;از بزرگواری کریم اهل بیت به دور است که هنگام نیاز کسی کرامت خود را پنهان کند و اکرام به بخل بورزد، پس دست التماس ما و دامان کریمانه تو.&lt;br /&gt;پیشاپیش فرا رسیدن میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/چشمه-جوشان-کرامت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">#به_قلم_خودم<br />در سال سوم هجرت در شب نیمه ماه رمضان رخ به زمینیان نمودی در حالی که ماه مبهوت ماه زمینی ما بود. با آمدنت خانه علی و فاطمه را روشن نمودی.<br />توبهار را در نیمه ماه رمضان آوردی.<br />با آمدنت علی جان دوباره گرفت. با آمدنت بخشندگی و کرامت اوج گرفت! با آمدنت نور هدایت در دلهایمان زنده شد و غربت از تهایی در آمد.<br />ای امام مجتبی،ای برادر حسین، ای غم سیلی در سینه خوش آمدی.<br />ای کریم اهل بیت حاجت بهانه است&#8230;  من تشنه رفاقت و همنشینی با تو را دارم.ای دومین امام شیعیان تو که دو بار تمام اموالت را در راه خدا بخشیدی. اما هنوز درس نشده برای ما، برای مایی که از ذره ای ببخشش هراس داریم. میگوییم اگر ببخشیم فردایمان چه میشود.<br />کریم اهل بیت، آری کریم اهل بیت برازنده توست، تو که کرامت و بخشندگی را به اوج رساندی. دست های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه نکن.<br />از بزرگواری کریم اهل بیت به دور است که هنگام نیاز کسی کرامت خود را پنهان کند و اکرام به بخل بورزد، پس دست التماس ما و دامان کریمانه تو.<br />پیشاپیش فرا رسیدن میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/چشمه-جوشان-کرامت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/چشمه-جوشان-کرامت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=632366</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سلام انتظار منتظران</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/سلام-انتظار-منتظران</link>
			<pubDate>16:19:00 +0430 چهارشنبه، 2 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">630711@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#دلنوشته&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%AC&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#انتظار_فرج&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
دلم هواتو کرده سلام مولای من، سلام انتظار منتظران،&lt;br /&gt;
مولای من کاش می شد واژه ها را شکست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس&amp;#8230; .&lt;br /&gt;
آقا جان جوانیم رفت و انتظار به سر نرسید، انتظار آمدنت چه سخت میگذرد.&lt;br /&gt;
آقا ببخش که منتظر واقعی نیستم، آقا ببخش دم از انتظار میزنم، اما گناه کردن و کوتاهی کردن هایم را کجای دلم بگذارم، اصلا آقا بیا خسته ام از گناه، خسته ام از ظلم جهانیان همه در خواب غفلتیم بیا، بیا و خواب را از چشمان غفلت زده مان ببر!! بیا که مظلومان به خاک و خون نشسته اند، بیا که از کشتن دختر بچه هشت ماه عبایی ندارند!!!!&lt;br /&gt;
میدانم که با انتظار و همدلی و دعا می آیی.&lt;br /&gt;
جنس انتظار تو ماه رمضان فرق دارد ،آقا بیا که شب های قدر  با تو معنا میشود.&lt;br /&gt;
بیا که جهان تشنه حضور تو است!!!!&lt;br /&gt;
ذکر اللهم عجل لولیک الفرج شده ذکر روزها و شبهای من &amp;#8230; آقا بیا بحق این ماه مهربانی و مهمانی و شبهای قدرش.&lt;br /&gt;
تعجیل در فرج آقا امام زمان علیه السلام صلوات.&lt;br /&gt;
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/سلام-انتظار-منتظران&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85" class="hashtag">#به_قلم_خودم</a></p>

<p><a href="post_tag://%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87" class="hashtag">#دلنوشته</a></p>

<p><a href="post_tag://%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%AC" class="hashtag">#انتظار_فرج</a><br />
دلم هواتو کرده سلام مولای من، سلام انتظار منتظران،<br />
مولای من کاش می شد واژه ها را شکست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس&#8230; .<br />
آقا جان جوانیم رفت و انتظار به سر نرسید، انتظار آمدنت چه سخت میگذرد.<br />
آقا ببخش که منتظر واقعی نیستم، آقا ببخش دم از انتظار میزنم، اما گناه کردن و کوتاهی کردن هایم را کجای دلم بگذارم، اصلا آقا بیا خسته ام از گناه، خسته ام از ظلم جهانیان همه در خواب غفلتیم بیا، بیا و خواب را از چشمان غفلت زده مان ببر!! بیا که مظلومان به خاک و خون نشسته اند، بیا که از کشتن دختر بچه هشت ماه عبایی ندارند!!!!<br />
میدانم که با انتظار و همدلی و دعا می آیی.<br />
جنس انتظار تو ماه رمضان فرق دارد ،آقا بیا که شب های قدر  با تو معنا میشود.<br />
بیا که جهان تشنه حضور تو است!!!!<br />
ذکر اللهم عجل لولیک الفرج شده ذکر روزها و شبهای من &#8230; آقا بیا بحق این ماه مهربانی و مهمانی و شبهای قدرش.<br />
تعجیل در فرج آقا امام زمان علیه السلام صلوات.<br />
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/سلام-انتظار-منتظران">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/سلام-انتظار-منتظران#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=630711</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عمر عجیب تند می گذرد</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/عمر-عجیب-تند-می-گذرد</link>
			<pubDate>10:11:00 +0430 جمعه، 21 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">625730@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;  &lt;a class=&quot;hashtag&quot; href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt; عمر عجیب تند می گذرد وقتی به روزهایی که با سرعت برق می گذرند نگاه می کنیم می بینیم عمر چنان می گذرد که متوجه گذر روزها،ماه ها و سالها نمی شویم. اما زمانی که گناه می کنیم انگار دنیا قراراست همیشه همین طور ثابت بماند ما هم همیشه جوان هستیم و دنیا ناتمام. چرا در لحظه گناه به گذر عمر و تمام شدن فرصت و پایان راه دنیا و روز حساب فکر نمی کنیم؟ در اطراف زندگی مان چند نفر مهلت زندگی دنیایشان تمام شده و رهسپار دنیای ابدی شده اند. همه این افراد هم پیر نبوده اند که. اتفاقا اکثرشان جوان بوده اند. نمونه اش دختر عمویم که جوان بود و همراه مادر پیرش زندگی می کرد. خیلی ها می گفتند: «بنده خدا اگر مادرش فوت کند تنها می شود. آواره! خدا یک بخت خوب نصیبش کند تا مادرش زنده است.» هیچ کس فکرش را نمی کرد که او زودتر از مادرش برود آن هم با بیماری که یک آن خودش را نشان داد و فرصتی برای درمان نمانده بودکه بیشترش هم در کما گذشت. با این تصادفات جاده ای، سقوط هواپیما، برخورد قطار و کشته های بیشمارشان هم به خودمان نمی آیم. این ها مثل تابلوهای کاهش سرعت هستند تا کمی توقف کنیم. برگردیم به عقب و از فرصت های باقی مانده استفاده کنیم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/عمر-عجیب-تند-می-گذرد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>  <a class="hashtag" href="post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85">#به_قلم_خودم</a> عمر عجیب تند می گذرد وقتی به روزهایی که با سرعت برق می گذرند نگاه می کنیم می بینیم عمر چنان می گذرد که متوجه گذر روزها،ماه ها و سالها نمی شویم. اما زمانی که گناه می کنیم انگار دنیا قراراست همیشه همین طور ثابت بماند ما هم همیشه جوان هستیم و دنیا ناتمام. چرا در لحظه گناه به گذر عمر و تمام شدن فرصت و پایان راه دنیا و روز حساب فکر نمی کنیم؟ در اطراف زندگی مان چند نفر مهلت زندگی دنیایشان تمام شده و رهسپار دنیای ابدی شده اند. همه این افراد هم پیر نبوده اند که. اتفاقا اکثرشان جوان بوده اند. نمونه اش دختر عمویم که جوان بود و همراه مادر پیرش زندگی می کرد. خیلی ها می گفتند: «بنده خدا اگر مادرش فوت کند تنها می شود. آواره! خدا یک بخت خوب نصیبش کند تا مادرش زنده است.» هیچ کس فکرش را نمی کرد که او زودتر از مادرش برود آن هم با بیماری که یک آن خودش را نشان داد و فرصتی برای درمان نمانده بودکه بیشترش هم در کما گذشت. با این تصادفات جاده ای، سقوط هواپیما، برخورد قطار و کشته های بیشمارشان هم به خودمان نمی آیم. این ها مثل تابلوهای کاهش سرعت هستند تا کمی توقف کنیم. برگردیم به عقب و از فرصت های باقی مانده استفاده کنیم.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/عمر-عجیب-تند-می-گذرد">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/عمر-عجیب-تند-می-گذرد#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=625730</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>استاد محبوب من</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/استاد-محبوب-من-4</link>
			<pubDate>10:58:00 +0430 پنجشنبه، 20 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">625450@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div class=&quot;elgg-output&quot;&gt;
&lt;p&gt;#استاد_محبوب_من &lt;br /&gt;وقتی بعد از مدت ها کوثرنتم رو باز کردم و به پست استاد محبوب من رسیدم برایم جالب و خواندی شد. ناخداگاه ذهنم به دوران تحصیل حوزه نه حتی دوران مدرسه ام افتاد! و به دنبال بهترین استاد میگشت، همراه این گشتن یاد بهترین دوران ، خوشی ها،بهترین استادها و &amp;#8230; افتادم وقتی به خودم امدم بدون اراده لبهایم میخندید, یادشون بخیر!!!!&lt;br /&gt;با خودم می گفتم حتما شما هم در طول دوران تحصیل معلمی داشتید که تا ابد در یاد و خاطرتان پایدار بماند! حتما معلمی داشتید که همیشه به عنوان بهترین معلم و دوران تحصیل از او یاد کنید(اگه ایجوری هست منتظر پست استاد محبوب من از طرف شما هستم? )&lt;br /&gt;من اول یک سیری از تمام استاد هایم کردم بعد چندتا از استاد های گلم اومدن تو ذهنم،اما!!!! واقعا یکی خود به خود محبوب ترین استاد من میشود! استادی که در ذهن و روح من ماندگار شد و عنوان بهترین و محبوب ترین استاد رو بخودش اختصاص می دهد.&lt;br /&gt;ایشون تنها استاد محبوب من نبود بلکه اغراق نکرده ام اگر بگویم در آن دوران تحصیل تمام بچه های حوزه ایشان را به عنوان بهترین استاد یاد می کردند. یادش بخیر کلاس های اخلاقشون چقدر دلنشین و تأثیر گذار بود، من واقعا متحول میشدم یاد جمله هر چه از دل برآیدلاجرم بر دل نشیند می افتادم.&lt;br /&gt;استاد فقه و احکام و مدیر حوزمون بود شخصی خوش رو، مهربان، مرتب،ساده پوش و &amp;#8230; بود. با اینکه چند ساله از حوزه رفتن اما با هر بار وارد شدن به حوزه یاد این جملشون می افتم هنگام وارد شدن با وضو و سلام به خانم حضرت زهرا سلام الله علیها وارد خانه ایشان شوید.استاد عزیزم هرکجا هستی ان شاءالله در پناه امام زمان و یارو یاور ایشان باشید.&lt;br /&gt;از این فرصت استفاده می کنم  تا از زحمات ، تلاش وکوشش استاد گلم خانم @صفیهنورافشان تقدیر و تشکر میکنم.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/استاد-محبوب-من-4&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="elgg-output">
<p>#استاد_محبوب_من <br />وقتی بعد از مدت ها کوثرنتم رو باز کردم و به پست استاد محبوب من رسیدم برایم جالب و خواندی شد. ناخداگاه ذهنم به دوران تحصیل حوزه نه حتی دوران مدرسه ام افتاد! و به دنبال بهترین استاد میگشت، همراه این گشتن یاد بهترین دوران ، خوشی ها،بهترین استادها و &#8230; افتادم وقتی به خودم امدم بدون اراده لبهایم میخندید, یادشون بخیر!!!!<br />با خودم می گفتم حتما شما هم در طول دوران تحصیل معلمی داشتید که تا ابد در یاد و خاطرتان پایدار بماند! حتما معلمی داشتید که همیشه به عنوان بهترین معلم و دوران تحصیل از او یاد کنید(اگه ایجوری هست منتظر پست استاد محبوب من از طرف شما هستم? )<br />من اول یک سیری از تمام استاد هایم کردم بعد چندتا از استاد های گلم اومدن تو ذهنم،اما!!!! واقعا یکی خود به خود محبوب ترین استاد من میشود! استادی که در ذهن و روح من ماندگار شد و عنوان بهترین و محبوب ترین استاد رو بخودش اختصاص می دهد.<br />ایشون تنها استاد محبوب من نبود بلکه اغراق نکرده ام اگر بگویم در آن دوران تحصیل تمام بچه های حوزه ایشان را به عنوان بهترین استاد یاد می کردند. یادش بخیر کلاس های اخلاقشون چقدر دلنشین و تأثیر گذار بود، من واقعا متحول میشدم یاد جمله هر چه از دل برآیدلاجرم بر دل نشیند می افتادم.<br />استاد فقه و احکام و مدیر حوزمون بود شخصی خوش رو، مهربان، مرتب،ساده پوش و &#8230; بود. با اینکه چند ساله از حوزه رفتن اما با هر بار وارد شدن به حوزه یاد این جملشون می افتم هنگام وارد شدن با وضو و سلام به خانم حضرت زهرا سلام الله علیها وارد خانه ایشان شوید.استاد عزیزم هرکجا هستی ان شاءالله در پناه امام زمان و یارو یاور ایشان باشید.<br />از این فرصت استفاده می کنم  تا از زحمات ، تلاش وکوشش استاد گلم خانم @صفیهنورافشان تقدیر و تشکر میکنم.</p>
</div><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/استاد-محبوب-من-4">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/استاد-محبوب-من-4#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=625450</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».</title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/روشن-شدن-هر-مفهوم-قبل-از-هر-چیزی-برای-درک-صحیح-آن-مفهوم-می-تواند-1</link>
			<pubDate>19:50:00 +0330 دوشنبه، 23 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">594599@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;-سواد رسانه‌ ای یعنی چه؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».&lt;br /&gt; برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/روشن-شدن-هر-مفهوم-قبل-از-هر-چیزی-برای-درک-صحیح-آن-مفهوم-می-تواند-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>-سواد رسانه‌ ای یعنی چه؟!</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».<br /> برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد. </p>
<p> </p>
<p>رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.</p>
<p>همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.</p>
<p> </p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/روشن-شدن-هر-مفهوم-قبل-از-هر-چیزی-برای-درک-صحیح-آن-مفهوم-می-تواند-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/روشن-شدن-هر-مفهوم-قبل-از-هر-چیزی-برای-درک-صحیح-آن-مفهوم-می-تواند-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=594599</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title></title>
			<link>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/title-11018</link>
			<pubDate>14:44:00 +0430 دوشنبه، 2 مرداد 1396</pubDate>			<dc:creator>نرجس قرايي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">508376@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;br /&gt;
Of course this is easier said than done. What Imam Hussein (a.s.) did was an extraordinary feat. That is to say, the dimensions of his action are far more than what we estimate. We usually ignore aspects and details. Once I spoke about Imam Hussein’s (a.s.) patience. His patience was not limited to enduring thirst or seeing his companions being killed. These things are relatively easy to tolerate. The kind of patience that is difficult to practice is to listen to influential, aware and respectable people who keep creating doubts and telling you that what you are doing is dangerous and wrong. Who did those things? People like Abdullah Ja’far, Abdullah Zubair and Abdullah Abbas. These prominent figures of that time were constantly telling Imam Hussein (a.s.) not to do what he was doing. If it were somebody else, somebody who did not have that determination and stable character, he would have thought, “Well, I did my duty. These people are talking like this and the world is acting like that, so I should just say what I am supposed to say and do nothing else.” A person who decides to stand up against such statements, such temptations, such doubts and such efforts to bend sharia and is not dissuaded from continuing his path - such a person is the one who can give rise to such a great transformation. In this regard our magnanimous Imam (r.a.) was similar to the Lord of the Martyrs. I explained this in another meeting and I do not want to go into the details now. This was how Imam Hussein (a.s.) acted as a guardian.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/title-11018&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<br />
Of course this is easier said than done. What Imam Hussein (a.s.) did was an extraordinary feat. That is to say, the dimensions of his action are far more than what we estimate. We usually ignore aspects and details. Once I spoke about Imam Hussein’s (a.s.) patience. His patience was not limited to enduring thirst or seeing his companions being killed. These things are relatively easy to tolerate. The kind of patience that is difficult to practice is to listen to influential, aware and respectable people who keep creating doubts and telling you that what you are doing is dangerous and wrong. Who did those things? People like Abdullah Ja’far, Abdullah Zubair and Abdullah Abbas. These prominent figures of that time were constantly telling Imam Hussein (a.s.) not to do what he was doing. If it were somebody else, somebody who did not have that determination and stable character, he would have thought, “Well, I did my duty. These people are talking like this and the world is acting like that, so I should just say what I am supposed to say and do nothing else.” A person who decides to stand up against such statements, such temptations, such doubts and such efforts to bend sharia and is not dissuaded from continuing his path - such a person is the one who can give rise to such a great transformation. In this regard our magnanimous Imam (r.a.) was similar to the Lord of the Martyrs. I explained this in another meeting and I do not want to go into the details now. This was how Imam Hussein (a.s.) acted as a guardian.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/title-11018">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/title-11018#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://darentezarbahardelha.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=508376</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
